نقش و کاربرد رنگ در چاپ

نقش و كاربرد رنگ در چاپ
دنياي رنگ جذابيت زيادي دارد و نشاط فوقالعادهاي را در انسان بهوجود ميآورد. زيباترين
كارهاي چاپي، كارهاي رنگي هستند. رنگ در چاپ عكس، فيلم، پارچه و ساير موضوعات ساخت
بشر، حضور گوياي خود را به ظهور رسانده است. چاپ رنگهاي مجزا، به اين طريق كه
قسمتهاي مختلف هر تصوير را با رنگهاي جداگانه چاپ نمايند از مدتها پيش معمول بوده
است.
ولي فكر اوليه و تجربياتي كه منجر به پيدايش چاپ رنگين و استفاده از تجزيه و تركيب
رنگها در چاپ گرديد، در حدود سال 1868 ميالدي بهوسيله ماكسول انگليسي و دوك دو
هورن فرانسوي انجام شد.
روي هم رفته براي چاپهاي رنگين دو طريق كامالً مجزا و مختلف معمول است، يكي چاپ رنگين
با رنگهاي مجزا و ديگري چاپ رنگين مخلوط، با استفاده زا تجزيه و تركيب رنگها. اين دو
روش جهت چاپ مدلهاي رنگين يا سياه و سفيد بهكار برده ميشود.
.چاپ رنگي
بايد توجه داشت كه سطوح حساس و معمولي قادر به جذب رنگهاي خاكستري تيره و روشن و
يا به عبارت ديگر رنگهاي سياه و سفيد هستند و نميتوانند رنگهاي ديگر را جذب كنند و
اثر آنها را منعكس سازند و از طرف ديگر ماشين چاپ فقط ميتواند در يك مرحله، يك رنگ را
روي فلز بگستراند و در آن واحد همان يك رنگ را بر روي كاغذ چاپ نمايد. پي اجباراً براي
تهيه چاپهاي رنگين مجزا، به تعداد رنگهاي مدل، بايد كليشه عكاسي »فيلم مثبت يا منفي«
تهيه كرد و به همان تعداد هم بايد كليشه چاپي تهيه گردد و به تعداد همان دفعات هم عمل
چاپ با رنگهاي مختلف روي كاغذ يا جنس چاپ شونده انجام شود.
.ترام
در اكثر روشهاي چاپي مهم، ارژينال سايه روشن را با استفاده از شبكه ترام عكاسي ميكنند
و شبكه ترام باعث تبديل تصوير به نقاط با اندازههاي مختلف ميشود. در واقع ترام
كوچكترين جز يك كار چاپي است به گونهاي كه وجود آن باعث ايجاد يك تصوير رنگي لطيف در
كار چاپ است. بهطور كلي ترام عبارت است از سطح شفاف شبكهبندي شدهاي كه بين فيلم و
ارژينال قرار ميگيرد و پس از عكاسي، تصوير را به نقاط بسيار ريز تقسيم ميكند. همچنين به
نقطههاي ريزي كه روي فيلم يا پيلت يا سطح چاپ شده قرار ميگيرند و از تغييرات تراكم و يا
شدت آنها سايه روشنهاي تصوير شكل ميگيرد نيز ترام ميگويند.
ـ شكل ترام
اشكال مختلف ترام با تنوع بسيار، مثالً دايره، بيضي، مربع، فانتزي، لوزي، النه زنبوري و...
وجود دارد. اما همه آنها هر كار چاپي مناسب نيستند. در كار چاپ افست معموالً از ترام مربع
استفاده ميشود، چرا كه به داليل بصري اين ترام واضحتر ديده ميشود، اما ترام بيضي در
محدوده تنهاي مياني لطافت و ظرافت خاصي به تصوير ميدهد. بنابراين شايد مناسب باشد
كه براي چاپ تصوير و چهره و نقاشيهاي ظريف از ترام بيضي استفاده كرد. در چاپ گود از
ترامهاي آجري و النه زنبوري استفاده ميشود.
ـ زاويه ترام
در چاپ براي اينكه رنگها درست روي هم قرار گيرند و يك كار رنگي را درست نمايش دهند
بايستي ترامگذاري صورت گيرد. اين ترامها بايد در زواياي مختلفي نسبت به هم قرار گيرند،
همانطور كه ميدانيد يك كار رنگي با چهار رنگ: )C :سايان ـ M :ماژنتا ـ Y :زرد ـ K :مشكي( در
چاپ ساخته ميشود. اما چنانچه زاويه ترام هر چهار رنگ CMYK يكي باشد، آنچه كه ديده
خواهد شد نقشي تيره و تار و نامشخص خواهد بود و درست به همين دليل است كه زواياي
مختلف ترام ايجاد گرديده تا همنشيني رنگهاي CMYK به درستي صورت گرفته و چاپ زيبايي
از يك كار به بار بنشيند. زواياي استاندارد براي چاپ افست و بسياري انواع ديگر چاپ به اين
صورت در نظر گرفته شده است. )75=M و 15 =C و 0 =Y و 45 =K.)
دقت در زاويه دادن به ترامها حائز اهميت است. رنگ مشكي يا K به دليل اينكه بيشتر از
همه رنگها قابل ديدن است در زاويه 45 درجه كه كمتر به چشم ميآيد قرار داده شده و
رنگ زرد كه كمترين رنگ CMYK است در زاويه صفر يا نود درجه كه بيشتر به چشم ميآيد
قرار داده شده است.
ـ اندازه ترام
اندازه ترام همان ريزي و درشتي ترام است كه بر حسب نقطه يا خط در سانتيمتر يا اينچ بيان
ميگردد و معموالً بر حسب LPi يا خط در اينچ بيان ميشود. هر چه LPi بيشتر باشد ترام ريزتر
است، يعني تعداد خط بيشتري در يك اينچ جا ميگيرد، و هر چه LPi كمتر باشد ترام درشتتر
است. كنترل و كار با ترامهاي درشتتر، سادهتر است، اما جزئيات در چاپ با ترامهاي درشت،
ديده نميشود در اينجا جدولي ارائه شده كه حدود اندازه زاويه ترام را براساس نوع چاپ و
كاغذ مورد استفاده نشان ميدهد.
.عكاسي رنگي
هر تصويري كه مشاهده ميكنيد از رنگهاي بسياري تشكيل شده است. فتوليتوگرافي اين
امكان را ميدهد كه تمام رنگهاي موجود در ارژينال را به سه رنگ اصلي چاپ »ماژنتا، سايان،
زرد« تفكيك و تهيه كرد و با افزودن رنگ مشكي سايهها و كنتراست تصوير را نيز به دست
آورد. ارژينالهاي تمام رنگي مثل اساليد و يا عكس را پس از مراحل آمادهسازي، با استفاده
از مركبهاي چهار رنگ اصلي يعني »زرد، سايان، ماژنتا، مشكي« چاپ ميكنند.
براي چاپ هر رنگ يك فيلم نگاتيو و يا پزيتو مورد نياز است تا تركيب رنگهاي چاپ شده با
يكديگر بتواند اثر مطلوبي را شبيه ارژِينال ايجاد كند. حس تشخيص رنگ روي چشم انسان در
حقيقت تأثير نور است كه توسط مغز تفسير ميشود. رنگ اشيا به اين دليل است كه آنها
بعضي از رنگهاي موجود در طيف نور را ارسال و يا منعكس و بعضي ديگر را جذب ميكنند.
بهعنوان مثال يك شي قرمز به اين دليل قرمز ديده ميشود كه نور قرمز را منعكس كرده و
تقريباً بقيه رنگهاي ديگر را در طيف نور موجود است مثل بنفش، آبي، سبز و زرد جذب كرده
است. اشيا سفيد تقريباً تمام رنگهاي طيف را منعكس ميكنند.
ـ رنگهاي افزايشي »نوري«
طيف نور سفيد را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد )آبي B ،سبز G ،قرمز R )اين فضاي رنگ
را افزايشي ميگويند. با افزايش اين رنگها به نسبت مساوي، رنگ سفيد حاصل ميشود. با
تركيب رنگهاي پايه آبي، سبز و قرمز ميتوانيم رنگهاي ثانويه مانند ماژينا، سايان و زرد
توليد كنيم.
ـ رنگهاي كاهشي »جسمي«
رنگهاي كاهشي از سه رنگ اصلي )زرد: Y ،ماژنتا: M ،سايان: C )تشكيل ميشوند. اين فضاي
رنگ در سيستمهايي كاربرد دارد كه از خود نوري ندارند و نور را منعكس ميكنند. كاربرد
ويژه آن در صنعت چاپ است. از آنجا كه در اين فضا با افزايش مقدار مساوي از رنگها، سياه
حاصل ميشود، يا به عبارت ديگر با كاهش رنگها به سفيد يا بهتر بگوييم به رنگ زمينه كاغذ
دست پيدا ميكنيم، به آن رنگهاي كاهشي ميگويند. درسيستم چاپ چهار رنگ از يك رنگ
چهارم يعني مشكي نيز استفاده ميشود. رنگ مشكي در اصطالح غيررنگ ناميده ميشود.
مشكي جزء رنگهاي پايه در فضاي رنگهاي كاهشي نيست بلكه براساس مقدار سه رنگ زرد
و ماژنتا و سايان محاسبه ميشود مشكي K در چاپ چهار رنگ به تصوير عمق و يا كنتراست
ميبخشد.
در فضاي رنگهاي كاهشي عملكرد هر رنگ به صورتي است كه يك سوم رنگهاي موجود در
طيف را جذب ميكند. به اين معني كه اگر به صفحهاي زرد، نور سفيد بتابانيم صفحه مذبور
آبي را جذب كرده و مخلوطي از رنگ قرمز و سبز را منعكس ميكند كه به چشم ما زرد ميآيد.
چنانچه نور سفيد بر صفحهاي به رنگ ماژنتا بتابد، نور سبز جذب شده و قرمز و آبي منعكس
ميشود كه به چشم ما، ماژنتا ميايد.
اگر نور سفيد بر سطحي به رنگ سايان بتابد قرمز جذب ميشود و نورهاي آبي و سبز منعكس
ميشود كه به چشم ما ساسان ميآيد.
الزم به يادآوري است كه رنگ مشكي همه نورها را جذب يا متوقف و رنگ سفيد تمام نورهاي
را منعكس ميكند.
ـ تفكيك رنگ
تفكيك رنگهاي ارژِينال به چهار رنگ اصلي CMYK با استفاده از اسكنر و يا با دوربين عكاسي
و با فيلترهاي مخصوص بر روي فيلم حساس انجام ميشود. اين فيلترها آبي، سبز و قرمز
هستند، كه هر كدام نور آبي، سبز و قرمز را منعكس ميكنند. از هر رنگ تفكيك شده يك
فيلم جداگانه تهيه ميشود. هر فيلتر رنگي كه براي تفكيك رنگ استفاده ميشود در حقيقت
مكمل رنگ چاپ است. بهعنوان مثال فيلتر سبز را در نظر ميگيريم، سبز رنگ مكمل ماژنتا
است. فيلتر سبز اشعههاي نوري منعكس شده از زرد و سايان را از خود عبور ميدهد و
همزمان مانع عبور نور ماژنتا ميشود، بنابراين آن قسمت از ارژِينال كه به رنگهاي سايان و
زرد است بر روي فيلم اثر كرده و آن را سياه ميكند و قسمتهايي از ارژينال كه به رنگ
ماژنتا است از فيلتر عبور نكرده و بر روي فيلم نگاتيو به شكل خالي باقي ميماند.
هنگامي كه از اين نگاتيو، فيلم پوزيتو تهيه شود قسمتهاي سايان و زرد حذف شده و
قسمتهاي رنگ ماژنتا ظاهر ميشود. به همين ترتيب با فيلتر قرمز، فيلم سايان و با فيلتر
آبي، فيلم زرد تهيه ميشود. فيلم مربوط به رنگ سياه به سه بار نور دادن به سه فيلتر سبز،
قرمز و آبي بر روي يك نگاتيو تهيه ميشود.
.ترتيب چاپ رنگها
ترتيب چاپ رنگهاي اصلي بستگي به نوع ماشين چاپ، تك رنگ، دو رنگ و يا چهار رنگ دارد و
در هر مورد متفاوت است. ترتيب چاپ رنگهاي مختلف همچنين به نوع دستگاه چاپ نيز
بستيگ دارد مثل روش چاپ تر بر روي خشك »DRY-ON-WET »و يا روش چاپ تر روي تر
.»WET-ON-WET«
چاپ تر روي خشك در ماشينهاي چاپ تك و چاپ تر روي تر در ماشينهاي چاپ چند رنگ
انجام ميشود. معمولترين ترتيب چاپ رنگها در چاپ تر روي خشك در ماشينهاي چاپ تك
رنگ به ترتيب »سايان، زردف ماژنتا و مشكي« است. در حالي كه معمولترين ترتيب چاپ
رنگها رد روش چاپ تر بر روي تر در ماشينهاي چهار رنگ به ترتيب »مشكي، سايان، ماژنتا و
زرد« است. البته از ترتيبهاي متفاوت ديگري نيز ميتوان استفاده نمود، اما الزم است كه
براي چاپ يك كار خاص از ترتيب صحيح و يكنواخت استفاده شود تا كار چاپ شده در زمانهاي
مختلف از نظر كيفيت رنگ يكسان باشد.
.مركبهاي چاپ
وقتي نوشتن به تصور و خيال انسان آمد مركب موجوديت پيدا كرد و وقتي نوشتن آغاز شد
مركب تولد يافت. مركبهاي چاپ مايعات يا خميرهاي رنگي هستند كه جهت توليد و انتقال
تصاوير از يك فرم كليشه به سطوح مختلف چاپي فرموله شدهاند. اساساً مركبهاي چاپ براي
انتقال پيام و حفظ آن كاربرد دارند و در بعضي موارد جنبه تزئين و پيامرساني دكوراتيو و
معرفي كاال را دارد.
.كيفيت رنگ مركبها
مركبهاي چاپ كه حاوي رنگهاي چاپ هستند به منظور چاپ تصاوير و متنها بايد شرايط زير
را دارا باشند:
1 .از لحاظ رنگ بايد اصيل و خالص باشند. به اين معني كه هر كدام از آنها تشعشعات منتشر
شده دو رنگ اصلي يعني دو سوم طيف نور را جذب نمايند.
2 .رنگهاي مزبور بايد شفاف باشند. بهطوري كه رنگي كه بر روي رنگ ديگر قرار ميگيرد، اثر
و نتيجه رنگ چاپ شده قبلي را باطل نكند و به اصطالح رنگ قبلي را نپوشاند.
3 .از لحاظ شدت تأثير متعادل باشند. آنچنانكه اگر سه رنگ مزبور به طور مساوي روي هم
قرار بگيرد رنگ سياه خالص را ايجاد نمايد.
4 .رنگهاي اوليه مركب چاپ بايد در مقابل نور مقاومت داشته باشند و به زودي تغيير رنگ
ندهند.
5 .بايد از موادي تشكيل شده باشند كه به آساني قابل گسترش بر روي نوردهاي ماشين چاپ
باشند و به سهولت از نوردهاي بلند شده و بر روي فرم و كليشه چاپ قرار بگيرند.
مجموعه اين شرايط معموالً در مركبهاي چاپ موجود نيست. مركبهايي كه خالصتر هستند
قوه مقاومت كمتري در مقابل نور دارند. از ميان مركبهاي رنگين كه داراي قوه مقاومت
يكسان هستند آنهايي را بايد انتخاب كرد كه اگر با صافي مكمل همان رنگ به آن نگاه كنيم
سياهتر به نظر برسند و چنانكه با ساير صافيها نگاه كنيم، خاكستري روشنتري را نشان دهند.
.نقاط ضعف مركبهاي رنگي
مركبهاي زرد معموالً بهترين و خالصترين مركبها ميباشند، اما حتي اين مركبها در حدود
10 درصد تشعشعات آبي بنفش را كه بايد جذب كنند منعكس ميكنند و برعكس در حدود
15 درصد از سبز و 10 درصد از قرمز را كه بايد منعكس نمايند جذب ميكنند.
مركبهاي صورتي كه اغلب به قرمز نزديك هستند به اندازه كافي، آبي را منتشر نميكنند و
ضمناً زيادتر از حد الزم قرمز را جذب مينمايند. مركبهاي آبي غالباً ناقصتر هستند، زيرا آبي
و قرمز را بيش از حد الزم جذب ميكنند و در عين حال مقداري از قرمز را منعكس مينمايند.
اين مركبها معموالً در حد وسط آبي سبز و آبي بنفش قرار دارند.
روي هم قرار گرفتن سه رنگ اوليه زرد، قرمز و آبي مگر در موارد استثنايي، رنگ سياه را
ايجاد نميكند، بلكه رنگ قهوهاي بنفش مايل به سياه را ايجاد مينمايد. با پيدايش مركبهاي
جديد شفاف قسمت اعظم مشكالت فوق برطرف گرديده است و مركبهاي مذكور تا حدي به
صورت ايدهآل در آمدهاند. زيرا تقريباً دو سوم طيف را از خود عبور داده و يك سوم آن را
جذب مينمايند.
.تركيبات مركب چاپ
مركبهايي كه در صنعت چاپ با روشهاي گوناگون بهكار ميرود اعم از سياه يا رنگين، معموالً
از دو ماده رنگ و روغن تشكيل شده است.
مواد رنگي مختلفي كه جهت تهيه مركب چاپ مورد استفاده قرار ميگيرند به طريق زير به
دست ميآيند:
ـ از گل و خاك طبيعي مانند: اخري و رس.
ـ از مواد معدني مانند: سولفور دومركور )شنگرف( و كرمات دو پلمب.
ـ از نباتات مانند: زعفران و روناس.
ـ از مواد حيواني مانند: كشنيل )نوعي حشره است كه اگر با نمك و اسيد جوشانده شود قرمز
روشن توليد ميكند( و سه پيا )جانور دريايي كوچكي است مانند صدف كه از آن رنگ سياه
تيره توليد ميشود(
ـ از مواد شيميايي تركيبي مانند: تركيبات مختلفه آنيلين.
بايد دانست كه رنگ سياه در مركب چاپ از كليه رنگها بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرد و
براي تهيه آن از احتراق ناقص كربن استفاده مينمايند.
مواد روغني بايد چندين بار جوشانده شوند تا براي مخلوط شدن با مواد رنگي آماده گردند و
معموالً عبارت است از:
ـ روغن برزك يا كتان.
روغن رزين كه از نبات مخصوصي گرفته ميشود.
ـ روغن چوب كه معموالً از بعضي چوبهاي غيربومي گرفته ميشود.
ـ روغن معدني كه از نفت خام تهيه ميگردد.
گذشته از دو ماده اصلي فوق »رنگ و روغن« جهت تهيه مركب چاپ، مواد ديگري نيز بهمنظور
غليظ كردن مركب و زودتر خشك كردن به آن اضافه مينمايند، به اين منظور مواد خنثي مانند:
سولفات باريت و يا اغلب سولفات آلومين به دو ماده اصلي فوق اضافه ميگردد.
ـ طرز تهيه رنگ
ابتدا مواد رنگي را يا از خارج تهيه ميكنند، مانند »مواد رنگي طبيعي« و يا در كارخانههاي
مركبسازي آن را ميسازند، مانند »تركيبات آنيلين« سپس مواد رنگي مزبور را در ديگهاي
مخصوص ريخته به كمك حرارت با هيدارت آلومين به خوبي مخلوط مينمايند. پس از چند مدت
مواد رنگي و هيدرات آلومين مبدل به يك ماده محكم و الك مانندي ميشود. سپس ميگذارند
تا خشك شود و بعد ببندد.
براي حاضر كردن رنگ سياه نيز از اجاقهاي مخصوص استفاده ميكنند، به اين ترتيب كه مواد
كربندار را در اجاقهاي مزبور به صورت ناقص ميسوزانند و مواد سياه رنگ جامد آن را
جمع آوري مينمايند. تميزترين و سادهترين رنگ سياه در صنعت مركبسازي چاپ، دوده شمع
است.
ـ طرز تهيه روغن
روغن را در ديگهاي مخصوص با حرارت 280 تا 290 درجه سانتيگراد به خوبي ميجوشانند
در نتيجه هرچه حرارت ديگ باالتر رود، روغن به تدريج تبديل به مواد سنگينتر و
چسبناكتري ميگردد. در اثر اين جوشيدن مداوم مواد اضافي و غيرخالص روغن نيز تهنشين
ميگردد و روغني كه پس از چندين ساعت جوشيدن پخته شده است، سنگين و خالص ميشود
كه براي تهيه مركب حاضر است.
عمل جوشانيدن روغن هرچه دقيقتر و شديدتر انجام گردد نتيجه بهتري خواهد داد. بهترين
روغن براي تهيه مركب چاپ، روغن برزك است كه براي مركبهاي عالي مورد استفاده قرار
ميگيرد. از روغن رزين نيز براي تهيه مركب چاپ روزنامه استفاده ميكنند.
ـ مخلوط كردن رنگ و روغن
رنگ سائيده شده را پس از پختن به همراه روغن در داخل ديگ مخصوص ميريزند. در داخل
ديگ تيغهاي مخصوص تعبيه شده است كه در اثر حركت دوراني روغن و رنگ را با شدت به
هم مخلوط ميكند. در همين ديگ است كه پس از آنكه رنگ و روغن به خوبي مخلوط شدند،
مواد اضافي ديگر، يعني مواد خشك كننده و مواد غليظ كننده نيز به آن اضافه ميگردد. بعداً
مخلوط حاصل شده را چندين مرتبه در دستگاههاي مخصوص سايش ميريزند. دستگاههاي
مزبور داراي سيلندرهاي فوالدي متعددي هستند كه دو به دو روي هم قرار گرفتهاند و خمير
مخلوط شده از وسط آنها با فشار و به سختي عبور نموده و عمل سايش و مخلوط شدن كامل را
انجام ميدهند. دست آخر اين خمير در مخزن مخصوصي جمعآوري ميگردد. سپس مركب تهيه
شده را در قوطيهاي مخصوص فلزي ريخته و براي فروش آماده ميكنند.
ـ خشك شدن مركب
مركبي كه از روي فرم (كليشه) بر روي كاغذ انتقال مييابد و عمل چاپ را انجام ميدهد بايد
زودتر از معمول خشك شود زيرا در ماشين چاپ، پس از چاپ يك برگ، بالفاصله برگ دوم
روي آن قرار ميگيرد و چنانچه عمل خشك شدن مركب بالفاصله عملي نگردد پشت كاغذ دوم
كثيف خواهد شد و به اصطالح پشت خواهد زد.
عمل خشك شدن فوري مركب را ميتوان به سه طريق عملي كرد:
1 .از راه جذب مركب به وسيله كاغذ.
2 .از راه اضافه نمودن مواد خشك كننده (اسكاتيف)
3 .از راه انجماد فوري روغت مركب.
نفوذ مركب در كاغذ، بسته به جنس كاغذهاي مختلف كم و زياد است. مثالً كاغذهاي گالسه و
براق كه داراي سطح صيقلي هستند مركب را بسيار كم جذب ميكنند و در اين مورد بايد از
خشك كنندهها )اسكاتيف( كه معموالًاز كلرورهاي مختلف )سرب، منيزيوم، كبالت( تشكيل
ميگردد، به مقدار بيشتري استفاده كرد.
پشت جلد كتابها اخيراً با اسلوب برجسته چاپ ميشود. براي اينكه جال و دوام بيشتري
داشته باشد، روي مقواهاي مخصوص بسيار براق چاپ ميكنند. اين نوع مقواهاي براق نايلوني،
مركب چاپ را به خود جذب نميكنند و حتي با اضافه كردن مواد خشك كننده به مقدار زياد
نيز ميتوان عمل خشك شدن مركب را انجام داد. به همين لحاظ، بالفاصله پس از چاپ هر برگ
با وسايل مخصوص، ورقهاي از يك ورني مخلوط با مواد خشك كننده قوي، روي برگ چاپ شده
ميكشند به اين طريق كه ورني مزبور را قبالً به صورت گرد درآورده و آن را با فشار قوي
سريعاً روي برگ چاپ شده ميپاشند. در نتيجه يك قشر بسيار نازك شفاف بر روي كاغذ چاپ
شده قرار خواهد گرفت كه گذشته از خشك كردن سريع مركب و كثيف نشدن پشت كاغذ
دوم، تصوير را براقتر نشان ميدهد و دوام پشت جلد را نيز بيشتر ميكند.
.انواع مركبها
هنگام چاپ و انتخاب مركب براي سيستمهاي چاپي بايد در مرحله اول نوع تكنيك چاپ،
ارژينال و رنگ آن در نظر گرفته شود و سپس غلظت مركب، رنگهاي مركب، روغنها، خشك
كنندهها و رقيقكننده دقيقاً برررسي گردد تا حاصل كار قابل قبول و مورد تأييد شود.
ـ مركب چاپ برجسته )سربي(
در اين روش مركب بايد از يك غلظت پايين ولي كوتاه برخوردار باشد. زيرا غلظت كم باعث
ميشود مركب به آساني به سطح كليشه انتقال پيدا كند و كوتاه بودن آن باعث ميشود مركب
به اطراف كليشه پخش نشود و از كليشه ريزش نكند. در هر صورت مركبهاي مخصوص چاپ
برجسته خشنتر و ذرات آن درشتتر و رقيقتر است و در نتيجه تراكم ذرات كمتر است.
ـ مركب چاپ افست
اساس و پايه چاپ افست برمبناي جذب و پذيرش مركب بهوسيله مناطق تصوير و دفع آن
بهوسيله مناطق غير تصوير كه توسط جذب آب و خيس شدن آن مناطق صورت ميگيرد،
بهوجود آمده است. در اين سيستم چاپي به علت تركيب آب با مركب، مركب بايد به گونهاي
باشد كه تحت تأثير مواد شيميايي، آب و تغيير ويسكوزيته قرار نگيرد. همچنين به علت
سرعت باالي چاپ افست، مركب بايد از سرعت خشك شدن باالتري نيز برخوردار باشد.
ـ مركب چاپ گود )هليوگراور(
مركب هليو بايد آنقدر رقيق باشد كه به فوريت و به آساني داخل گوديهاي فلز بشود و از
گوديها نيز به راحتي و كامل خارج شود و بر روي كاغذ نقش بندد. ضمناً روي كاغذ هم تغيير
شكل نداده و برجستگي آن از بين نرود، در عين حال بسيار زود خشك شود زيرا سرعت
ماشين هليو بسيار زياد است.
ـ مركبهاي مخصوص
مركبهاي مخصوص عبارتند از: مركبهاي پالستيك كه از مواد پالستيكي و چسبهاي
مخصوص و رنگ و روغن تهيه شده و براي چاپ روي اوراق پالستيك بهكار برده ميشود.
مركبهاي آبدار كه براي تهيه آن از مواد آنيليني استفاده ميكنند در چاپ تيپو استفاده
ميشود. مركبهاي اتوگرافيك براي ترسيم بر روي كاغذ و برگرداندن آن بر روي فلز يا سنگ
بهكار ميرود. در خاتمه بايد از مركبهاي چاپ مخصوص روي فلز يا شيشه و چيني نيز نام برد
كه موارد استعمالشان كمتر ولي گرانتر بوده و عالوه بر موارد فوقالذكر داراي مواد چسبناك
قوي نيز ميباشند.
.نظام تطبيقي پنتن
كارخانه پنتن انقالبي را در صنعت رنگ با توليد رنگهاي قابل بازسازي در چاپ به وجود آورد.
اين تطبيق رنگ بهوسيله نمونهسازي و درصد اختالط، زباني مشترك را ميان طراح و چاپچي
بهوجود آورد. در ابتدا اين نظام داراي 504 رنگ تخت، كه از 8 رنگ، سبز، سرخ، آبي،
سبزآبي، سرخابي، زرد، سياه و سفيد تشكيل ميشد، به وجود آمد.
امروزه كارخانه پنتن رنگهاي خود را با سه نوع تركيب متفاوت عرضه ميكند:
1 .رنگهاي تخت.
2 .رنگهاي تركيبي يا زاييده شده.
.HSB رنگهاي. 3
امروزه كارخانه پنتن در كتابچه خود نمونه رنگها را بر روي مقويا معمولي و گالسه ارائه
ميكند.
.رنگهاي تخت
عبارتند از 6000 رنگ آماده و ساختگي كه با شمارههايي مشخص شدهاند. اگر شخصي يكي از
اين شمارهها را به چاپخانهاي در هر نقطهاي از دنيا كه با اين نظام كار ميكند، بدهد. چاپخانه
ظرف رنگ با آن شماره را باز كرده و عيناًآن رنگ را استفاده ميكند. رنگهاي فلزي به انضمام
طاليي و نقرهاي در جدول ديگري، حدود 8000 شماره را در بر ميگيرد. استفاده از اين رنگها
دقت در چاپ را باال ميبرد و هزينه چاپ را به مقدار بسيار زياد پايين ميآورد.
.رنگهاي تركيبي يا زائيده شده
در اين روش، از تركيب كاهشي، يعني رنگهاي، سبزآبي، سرخابي و زرد به عالوه سياه
استفاده ميشود. اساس اين تركيب در برنامههاي رايانهها، مكعب هكيتير است، با اين تفاوت
كه طول، عرض، ارتفاع = 100 ،100 ،100 فرض ميشود. اين همه تركيب را نه كسي
ميتواند بر كاغذ بسازد و نه چشم غيرمجهز ميتواند تشخيص بدهد. اين تركيبها در
رايانههاي با دقت باال قابل رويت مياشد. البته در آنجا هم بعضي از رنگها براي چشم قادر
به تشخيص نيست. مثالً انواع زرد. اخيراً در برنامه به نام »PAINT- PHOTO COREL »اين
مكعب 225 ×225×225 فرض شده است. اين برنامه مكعب هكيتير را عيناً در تخته رنگ
خود نشان ميدهد.
.رنگ های HSB
اين رنگها براساس نمودار اسوالد تهيه شده اند. دو مخروط كه در قاعده به هم چسبيده
هستند و در رأس يك طرف سفيد و در طرف ديگر سياه قرار دارد. در برخي از برنامه هاي
رايانه اي، كنار اين مخروط ستوني تركيب در رنگ مورد نظر با سياه ديده ميشود، كه حاكي از
نمودار گريتسن ميباشد. نمودار گريتسن، درصد اختالط رنگ با سياه و سفيد را از نظر ديد
چشم بررسي ميكند، زيرا رنگها در تركيب با سياه و سفيد در يك رديف بازتاب نوري، قرار
نميگيرند، بعضي ها زودتر تيره ميشوند و برخي نیز ديرتر. همينگونه است در نتيجه عمل با رنگ
سفيد. البته اين چيزي نيست جز خطاي ديد زيرا رنگها با چشم مجهز، هر پله تفاوتي با پله
بعدي دارند، كه چشم از تشخيص آن ناتوان میباشد.
قاعده اين مخروط به 360 درجه تقسيم شده است، هر درجه نشانگر رنگي است متفاوت با
قبلي و بعدي. رنگهاي اصلي و ثانويه، هر 20 درجه قرار گرفته اند. اشباع رنگ به وسيله
اختالط با سفيد، و درخشش توسط اختالط با سياه از بين ميرود. پنتن نمونه رنگهاي خود را در
كتابچههاي متفاوت و نمونه رنگهاي بادبزني با خط برش و به دو صورت براق و مات ارائه
ميكند تا طراح راحتتر بتواند رنگ را انتخاب كند.
امیدواریم مطالب فوق برایتان مفید واقع شده باشد.









